توضيحات محصول :
بررسي تاثير ﺁموزش فلسفه بر مهارت هاي استدلال و تقويت روحيه همكاري دانش آموزان
بيان مسئله
روش آموزش فلسفه
1- شروع كار
2- هدايت بحث
آيا آنچه ميگويند واضح است؟
آيا آنچه ميگويند هماهنگ است؟
چگونه با عدم توافق مواجه ميشوم؟
آيا در ساير مواقع نيز طالب دليلند؟
آيا معيارهاي مناسب را مورد استفاده قرار ميدهيم؟
آيا ما جايگزينها را در نظر ميگيريم؟
آيا ما تمايزهاي مناسبي ميان امور قايل ميشويم؟
چه مفروضاتي را در نظر ميگيرند؟
آيا افراد به دلالتهاي آنچه گفته ميشود توجه دارند؟
آيا نسبت به ديگران ابراز احترام ميكنند؟
آيا ارتباط مطالب را با بحث اصلي حفظ ميكنيم؟
اهداف تحقيق
سوالات تحقيق
ضرورت انجام تحقيق
نتيجه گيري
---------------
بيان مسئله
فلسفه براي كودكان گرايش نوپايي است كه در دهه هفتم سده بيستم ميلادي ظهور كرد و در سي و پنج سال اخير مورد اقبال عام قرار گرفت و بسط و توسعه فراوان يافت. رايجترين روي آورد در فلسفه براي كودكان، رهيافت ليپمن است. تربيت انسانهاي صاحب انديشه بايد نخستين هدف تعليم و تربيت باشد.( ليپمن , 1382 ) . جهتگيري عمده فلسفه براي كودكان در روي آورد رايج آن (يعني رهيافت ليپمن و پيروانش)، افزايش مهارت تفكر منطقي است. اندرسون (1977) و هارتر (1980) بر نقش اساسي جستجوي معنا در شناخت تاكيد ميورزند و معتقدند دانشآموزان بايد به طور فعال تلاش كنند، اطلاعات جديد را با دانستههاي قبلي خود وحدت بخشد و آنچه را مهم و با ارزش است استنباط و انتخاب كنند و به طور راهبردي درباره يادگيري خود بينديشند. فلسفه، مطالعه تفكر از طريق تحليل، استدلال و به كارگيري منطق را مورد تاكيد قرار داده است.